سعدی
سومین شعری که انشاله در هفته ی اینده شروع به حفظ کردن می کینم.... واقعا حس خوبی دارم.خدایا شکرت
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم/دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم
شوق است در جدایی و جور است در نظر/هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم
روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست/بازآ که روی در قدمانت بگستریم
ما را سریست با تو که گر خلق روزگار/دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم
گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من/از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم
ما با توایم و با تو نهایم اینت بلعجب/در حلقهایم با تو و چون حلقه بر دریم
نه بوی مهر میشنویم از تو ای عجب/نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم
از دشمنان برند شکایت به دوستان/چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم
ما خود نمیرویم دوان در قفای کس/آن میبرد که ما به کمند وی اندریم
سعدی تو کیستی که در این حلقه کمند/چندان فتادهاند که ما صید لاغریم
خلاصه و قسمت های جذاب و زیبای کتاب های خوانده شده