دل نوشته ی زندگی من
دلتنگی را نمیتوان نوشت منظورم حس دلتنگی هست ...یه دوستی داشتم همیشه بهم میگفت لاله هر وقت دلتنگ هر کسی شدی ...واسش دعا کن از ته دلت واسش بهترین ها رو بخواه ...شاید هیچ وقت دیکه یادت نکنه و سرگرم بهترین ها بشه اما برای تو مهم نباشد ...تو به دعا کردن ادامه بده...
هر کس در زندگی ما نقش و جایگاهی داره بعضی ها اون قدر بهت چیزهای کوچک و بزرگ یاد دادن که حتی اگر یادت هم نکند تو یادشون باش ...معلم فقط تو کلاس نیست ...گاهی یه رهگذر گاهی یه دوست گاهی یه رفیق گاهی یه بچه....فقط یادت باشد باید همیشه آماده ی آموختن باشی اکر میخواهی همیشه یک درصد جلو تر از روز قبلت باشی.
خدایا تو این لحظه دلم تنگه اما دعا میکنم که حالش خوب باشد لبش خندون باشد و دست هایش گرم گرم...و ذهنش پر از آرامش باشه.الهی آمین.
خدایا میدانم این چند سال عمری که به من عطا کردی هیچ وقت تنهایم نزاشتی و همیشه حواست به تمام ریز و نکات زندگی من بوده و اصلا نمی توانم گله ای کنم چون همیشه مرا محافظت کردی ....امروز و فردا هم به تو می سپارم...خدایا شکرت..
امشب سنتورم رو بهتر از دیشب کار کردم چهار مضراب سه گاه ...نکته ای هست در این پرده که عاشق داند/ ورنه چشم و لب و رخسار و دهان اینهمه نیست
بلد بودن یه ساز میتونه حالت رو دوچندان خوب کنه..
حالا کتاب ای کاش وقتی ۲۰ ساله بودم میدانستم را باز کردم و می خوام شروع به خوندن کنم ...کتری هم از دور داره صدام میزنه تا یه چای دبش درست کنم و خودم رو به این حال خوب دعوت کنم....شبتون قشنگ و جمعه ی قشنگ تری رو در پیش رو داشته باشید.
خلاصه و قسمت های جذاب و زیبای کتاب های خوانده شده